من نمی فهمم وقتی اين همه آهنگ توووپ وجود داره ، چطوری خيلی ها فقط مزخرف گوش ميدن...

اين بی خبری هم واسهُ اين کانال های کابلی و تلويزيونی واينتر نتی بد درديه ها ! مثلاً از روی ناچاری مجبور ميشن مدل موی جديد Paris Hilton نوهُ همون هتلدار افسانه ای و هنرپيشه درجهُ ۲ سريال های تلويزيونی که البته به دليل پخش فيلم سکس با دوست پسرش رو اينتر نت کلی مشهور شد رو تيتر کنن
ايشون اين نکته رو خاطر نشون کردن که بعد از اينکه حدود ۲ ماه توی اروپا تفرج و سياحت می کردن ، خواستن که در بازگشتشون به ينگه دنيا new look باشن يا به قول خودمون تغيير تيریپ بدن. از قرار دنيا هم کلی ذوق کرده ...
غافلان
همسازند
تنها طوفان
کودکان ناهمگون می زايد.
همساز
سايه سانانند
محتاط
در مرز های آ فتاب
در هيات زندگان
مردگانند.
وينان دل به دريا افکنانند،
به پای دارنده آتشها
زندگانی
دوشادوش مرگ
پيشاپيش مرگ
هماره زنده از آن سپس که با مرگ
و همواره زنده بدان نام
که زيسته بودند
که تباهی
از درگاه بلند خاطره شان
شرمسار و سرافکنده می گذرد.
کاشفان چشمه
کاشفان فروتن شوکران
جويندگان شادی
در مجری آتشفشان ها
شعبده بازان لبخند
در شبکلاه درد
با جا پايی ژرف تر از شادی
در گذر گاه پرندگان.
در برابر تندر می ايستند
خانه را روشن می کنند،
و می ميرند.
من هر چی درباره سينما ۱ و منتقد محترم برنامه اش
گفته بودم پس ميگيرم. آقا من به تب راضی شدم
راستی چهارشنبه رفتم سينما فلسطين ،< ماهی ها عاشق ميشوند> رو ديدم. اگه فرصت شد يه چيزکی درباره اش مينويسم.
زياده عرضی نيست
Richard Wright رو که می شناسين؟ همون نوازندهْ (با معيارهای زمان خودش) خوشتیپ گروه Pink Floyd ؟
اين Pink Floydهم واسه خودش عالمی داشت ها. ۴ تا نوازندهْ گردن کلفت خل و چل ديوونه که ـ خب ـ هر چی سنشون بالاتر رفت عاقل تر شدن وکارهای غير متعارفشون کمتر شد. اينو هم بگم که بين کسايی که يکی - دو نسل از من بزرگترن و Floyd بازن، يه بحث خيلی رايج اين بود که Roger Waters بهتره يا David Gilmour؟
تازگيها هر کانال تلويزيون رو که میزنی داره يه فيلم سينمايی نشون ميده ،اونم نه فيلم های در پيت آلمانی و چينی و ژاپنی،بلکه فيلم های شاهکار تاريخ سينماياجالب ترين وپرسروصداترين فيلمهای روز هاليوود.به قول اون امام جمعهْ سابق تهران:« نه يک هواپيما، نه ده هواپيما، نه صد هواپيما، بلکه يک فروند هواپيما!».حالا اينکه اين جريان از نوروز ۸۴ شروع شد و تو بحبوحه ُ انتخابات شدت پيدا کردو ربطش به جريانات سياسی اصولاً به ما مربوط نميشه.
غير از اين برنامه های مزخرف <سينمای سياسی، سينمای دههُ نود، سينما در ۳۰نما، سينمای آبگوشتی، پاپ کورن و سينما، سينمای خفن...>که سکانس های بيخطر و هيجان انگيزفيلم رو نشون ميدن و پشت بندش هم يه تحليل آبدوغ خياری به خيک فيلم می بندن وآخرش هم واسه اينکه بيننده يه وقت وسوسه نشه نسخه original فيلم رو گير بياره و يه وقت زبونم لال،صحنه های نا مربوطی ببينه که دين و ايمانش به باد بره يه سری فحش و دری وری نثار سازندگان اثرکه اهداف پليد و شيطانی شون در منحرف کردن نسل جوون از نگاه تيز بين آقايون دورنمونده ميکنن، دو سه تا برنامه هست که نگاه تخصصی به سينما دارن وسعی شون در آشنا کردن مخاطب با سينمای جدی تره.
برنامهُ سينما۱که دقيقاً تو همين راستا سير ميکنه، تو اين ۲-۳ هفته يه ابتکار جالب به خرج داده و ۳ تا فيلم توپ! با تم مشترک جنگ ويتنام پخش ميکنه.platoon,apocalypse now!,born on the forth of July که دو تاش اثر Oliver Stone واينک آخر الزمان هم که ساختهُFrancis Ford Copola ست تقريباً از قوی ترين فيلم های اين زمينه است(هر چند جایfull metal jacket وdeer hunter خاليه).
يعنی بالاخره يکی پيدا شد که پخش فيلم ها رو نظام مند بکنه و اينجور نباشه که اين هفته يه فيلم کلاسيک بذارن ، هفتهُ بعد يه فيلم ترسناک ژاپنی و بعد ش يه فيلم روشنفکری اروپايی.
اما همه اينا بهونهُ چيزيه که اينجا ميخوام بگم. پنج شنبه شب اين هفته بعد از پخش apocalypse now! دو تا مهمون برنامه شروع کردن به تحليل فيلم و صحبت راجع به فيلم و حواشی اون. يکی از اين مهمونها(اگه درست گفته باشم) آقای نادرطالب زاده ،سازندهُ چند تا سريال (بازم اگه اشتباه نکنم) و چند تا مستند تلویزيونی که البته تاچند سال قبل در کسوت منتقد سينمايی هم ظاهر ميشد، صحبت هاشو با اشاره به موزيکsound track ابتدای فيلم يعنی همون آهنگ معروف The End گروهThe Doors شروع کرد دوباره برای چند لحظه صدای Jim Morison مرحوم از تلويزيون جمهوری اسلامی طنين انداز شد!(خداييش کی همچين چيزی رومی تونست پيش بينی کنه، شرط می بندم تا سال ديگه صدا و سيما لايوcurt cobainاز جهنم رومستقيما ًرو آنتن ببره
). 
خلاصه اين آقای طالب زاده راه به راه درباره تاثير اين آهنگ روی فيلم و فضای حاکم بر فيلم داد سخن می داد و کم کم رسيد به پوچی جنگ ويتنام (البته از ديد امريکا ييها) و بعد رسيد به پوچی حاکم بر فرهنگ و شئونات و زندگی در غرب علئ الخصوص امريکا(البته از ديد خودشون). مثال دم دست هم خب Jim Morison و گروه The Doors بود و البته جنبش woodstock69.(ايشون معتقد بودن وود ستاک در سال70اتفاق افتاده بود نه سال 69) . يه دفعه ديدم که ای دل غافل! ايشون نقد فيلم رو با تظاهرات ۲۲ بهمن اشتباه گرفته و کل هنر و موسيقی معاصر امريکا رو تجلی گاه حضور شيطان می دونه که با معنويت سر ستيز داره.
نميدونم که تا حالا به کسايی بر خوردين که تا می بينن کتاب صادق هدايت دستته ، نگران ازت میپرسن« اينا چيه می خونی؟ اينا آخر عاقبت نداره ، يه وقت بلا سر خودت نياری خودتو بکشی؟» يا مثلاً کسايی که فکر ميکنن همهُ اين گروه های موسيقی غربی که قيافه شون يه کم عجيب غريبه يا چه می دونم موزيکشون پر سر و صداست ، شيطان پرستن؟ متاسفانه اين عوام انديشی و ساده انديشی بد واگير داره . حالا اگه يه نمه بارت باشه و يه کم انگليسی بلد باشی ولی هنوز انديشه ات دگم باشه و چهار چوب فکريت هم بسته باشه که دیگه واويلاست...