تبليغاتX
سیاه ‌مشق‌های یک ذهن خاکستری
سیاه ‌مشق‌های یک ذهن خاکستری
Life's For My Own,To Live My Own Way
شنبه 29 مرداد1384
لعنت به تو ای مزخرف!

من نمی فهمم وقتی اين همه آهنگ توووپ وجود داره ، چطوری خيلی ها فقط مزخرف گوش ميدن...

+ نوشته شده در 5:13 توسط پوریا.
سه شنبه 25 مرداد1384
Modern Time

اين بی خبری هم واسهُ اين کانال های کابلی و تلويزيونی واينتر نتی بد درديه ها ! مثلاً از روی ناچاری مجبور ميشن مدل موی جديد Paris Hilton  نوهُ همون هتلدار افسانه ای و هنرپيشه درجهُ ۲ سريال های تلويزيونی که البته به دليل پخش فيلم سکس با دوست پسرش رو اينتر نت کلی مشهور شد رو تيتر کنن

ايشون اين نکته رو خاطر نشون کردن که بعد از اينکه حدود ۲ ماه توی اروپا تفرج و سياحت می کردن ، خواستن که در بازگشتشون به ينگه دنيا new look باشن يا به قول خودمون تغيير تيریپ بدن. از قرار دنيا هم کلی ذوق کرده ...

+ نوشته شده در 1:0 توسط پوریا.
دوشنبه 24 مرداد1384
به پاس پايمردی گنجی

غافلان

همسازند

تنها طوفان

             کودکان ناهمگون می زايد.

همساز

سايه سانانند

محتاط

در مرز های آ فتاب

در هيات زندگان

                     مردگانند.

وينان دل به دريا افکنانند،

به پای دارنده آتشها

زندگانی

         دوشادوش مرگ

                               پيشاپيش مرگ

هماره زنده از آن سپس که با مرگ

و همواره زنده بدان نام

                            که زيسته بودند

که تباهی

 از درگاه بلند خاطره شان

                                شرمسار و سرافکنده می گذرد.

کاشفان چشمه

کاشفان فروتن شوکران

جويندگان شادی

                      در مجری آتشفشان ها

شعبده بازان لبخند

                       در شبکلاه درد

با جا پايی ژرف تر از شادی

در گذر گاه پرندگان.

در برابر تندر می ايستند

خانه را روشن می کنند،

و می ميرند.

 

+ نوشته شده در 5:8 توسط پوریا.
یکشنبه 23 مرداد1384
اندر احوالات شيخ ما ۲
اما اينکه ميگم تمام صحبت های هفتهُ پيش رو دربارهْ سينما ۱ پس می گيرم برميگرده به برنامهُ اين هفتهُ سينما ۱ نه اينکه پشيمون شده باشم يااهل تساهل و تسامح( به معنی کوتاه اومدن يا عقب نشينی) باشم.اگه دربارهُ جلسهُ نقد و تحليل !Apocalyse Now نوشتم که آقای طالب زاده فکرمی کرد تو تظاهرات ۲۲ بهمن شرکت کرده که حتماً بايد شعار مرگ بر امريکا بده، تو برنامهُ نقد و بررسی اين هفته راجع به فيلم Born on the forth of July غير ازآقای طالب زاده،يه نفربه به نام نامی دکتر طباطبايی(کسی تا حالا اسم اين بابا رو شنيده؟) عنوان منتقد و کارشناس خبره ،مشهور ومردمی سينما(از اين شعارهای تيریپ احمدی نژادی خودتون بچسبونين تنگ اسمش) حضور داشت که طالب زاده بايد پبشش لنگ مينداخت.ايشون ديگه تو تظاهرات ۲۲ بهمن شرکت نداشت ، يه چيزی بود تو مايه های سخنگوی شورای نگهبان ، وزير امور خارجه ... راجع به همه چی صحبت کرد الا خود فيلم.رسماً شده بود ميزگردی در محکوميت سياست امريکا. لب کلامش هم اين بود که داداش من کلاً و اصولاً امريکا لجنه، چه خودش چه دولتش چه هنرش چه هاليوودش.
ايشون معتقد بود که سيستم حاکم اولا به اعضای خودش- يعنی انسانها- اجازهُ هيچگونه مخالفتی نميده و همه چی رو تحت سيطره و چنبرهُ خودش داره،اگرهم می بينين که بعضی جاها يه صداهايی در وکوله! همش سياست اين امريکايی های صهيونيسته، همون تئوری توطئهُ معروف.جالبی قضيه اينجا ست که خود فيلم متولد چهارم جولای و شخصيت محوريش مثال نقض حکم اقا ست.
قبول! کل شعارهايی که دولت امريکا دربارهُ دموکراسی و حقوق بشر ميده خالی بنديه و يه مشت اراجيفه برای تحميق خلق اله وتوجيه سياست هايی که اعمال ميکنن.اما وضعيت اونا يه فرق بزرگ با وضع ما داره: آزادی بيان که به هر کسی اجازه ميده-اينجاش مهمه- به اندازه زورش مخالفتش رو ابراز کنه و حتی وارد عرصهُ عمل شه. زوری هم که گفتم از توان و قدرت تاثير گذاريش در جامعه نشأت ميگيره.بزرگترين نمونه اش هم واتر گيته که ۲ تا روزنامه نگار با افشا گری که دربارهُ گند اطلاعاتی-امنيتی تيم رياست جمهوری ، Nixon رو وادار به استعفا ميکنن.
به قول يکی از رفقا:<حرف زدن بلد نيستی حرف نزدن که بلدی>.
سر فرصت هم يه چيزايی راجع به سيستم يکسان سازی که آقايون محکومش می کنن ولی نهايت ارزوشون رسيدن به همچين چيزيه می نويسم.
خوش باشين...

+ نوشته شده در 2:55 توسط پوریا.
شنبه 22 مرداد1384
تب و مرگ

من هر چی درباره سينما ۱ و منتقد محترم برنامه اش

گفته بودم پس ميگيرم. آقا من به تب راضی شدم

+ نوشته شده در 5:2 توسط پوریا.
پنجشنبه 20 مرداد1384
YES A!

راستی چهارشنبه رفتم سينما فلسطين ،< ماهی ها عاشق ميشوند> رو ديدم. اگه فرصت شد يه چيزکی درباره اش مينويسم.

زياده عرضی نيست

+ نوشته شده در 5:35 توسط پوریا.
پنجشنبه 20 مرداد1384
Broken China

Richard Wright رو که می شناسين؟ همون نوازندهْ (با معيارهای زمان خودش) خوشتیپ گروه Pink Floyd ؟

اين Pink Floydهم واسه خودش عالمی داشت ها.  ۴ تا نوازندهْ گردن کلفت خل و چل ديوونه که ـ خب ـ هر چی سنشون بالاتر رفت عاقل تر شدن وکارهای غير متعارفشون کمتر شد. اينو هم بگم که بين کسايی که يکی - دو نسل از من بزرگترن و Floyd بازن، يه بحث خيلی رايج اين بود که Roger Waters بهتره يا David Gilmour؟                                                                        


ادامه‌ی مطلب
+ نوشته شده در 3:14 توسط پوریا.
سه شنبه 18 مرداد1384
بیهودگی
و ما همچنان
دوره ميکنيم
شب را و روز را
هنوز را...

+ نوشته شده در 6:41 توسط پوریا.
دوشنبه 17 مرداد1384
اندر احوالات شيخ ما

تازگيها هر کانال تلويزيون رو که میزنی داره يه فيلم سينمايی نشون ميده ،اونم نه فيلم های در پيت آلمانی و چينی و ژاپنی،بلکه فيلم های شاهکار تاريخ سينماياجالب ترين وپرسروصداترين فيلمهای روز هاليوود.به قول اون امام جمعهْ سابق تهران:« نه يک هواپيما، نه ده هواپيما، نه صد هواپيما، بلکه يک فروند هواپيما!».حالا اينکه اين جريان از نوروز ۸۴ شروع شد و تو بحبوحه ُ انتخابات شدت پيدا کردو ربطش به جريانات سياسی اصولاً به ما مربوط نميشه.

غير از اين برنامه های مزخرف <سينمای سياسی، سينمای دههُ نود، سينما در ۳۰نما، سينمای آبگوشتی، پاپ کورن و سينما، سينمای خفن...>که سکانس های بيخطر و هيجان انگيزفيلم رو نشون ميدن و پشت بندش هم يه تحليل آبدوغ خياری به خيک فيلم می بندن وآخرش هم واسه اينکه بيننده يه وقت وسوسه نشه نسخه original فيلم رو گير بياره و يه وقت زبونم لال،صحنه های نا مربوطی ببينه که دين و ايمانش به باد بره يه سری فحش و دری وری نثار سازندگان اثرکه اهداف پليد و شيطانی شون در منحرف کردن نسل جوون از نگاه تيز بين آقايون دورنمونده ميکنن، دو سه تا برنامه هست که نگاه تخصصی به سينما دارن وسعی شون در آشنا کردن مخاطب با سينمای جدی تره.

برنامهُ سينما۱که دقيقاً تو همين راستا سير ميکنه، تو اين ۲-۳ هفته يه ابتکار جالب به خرج داده و ۳ تا فيلم توپ! با تم مشترک جنگ ويتنام پخش ميکنه.platoon,apocalypse now!,born on the forth of July که دو تاش اثر Oliver Stone واينک آخر الزمان هم که ساختهُFrancis Ford Copola ست تقريباً از قوی ترين فيلم های اين زمينه است(هر چند جایfull metal jacket وdeer hunter خاليه).

 

Apocalypse Now 

 

يعنی بالاخره يکی پيدا شد که پخش فيلم ها رو نظام مند بکنه و اينجور نباشه که اين هفته يه فيلم کلاسيک بذارن ، هفتهُ بعد يه فيلم ترسناک ژاپنی و بعد ش يه فيلم روشنفکری اروپايی.

اما همه اينا بهونهُ چيزيه که اينجا ميخوام بگم. پنج شنبه شب اين هفته بعد از پخش apocalypse now! دو تا مهمون برنامه شروع کردن به تحليل فيلم و صحبت راجع به فيلم و حواشی اون. يکی از اين مهمونها(اگه درست گفته باشم) آقای نادرطالب زاده ،سازندهُ چند تا سريال  (بازم اگه اشتباه نکنم) و چند تا مستند تلویزيونی که البته تاچند سال قبل در کسوت منتقد سينمايی هم ظاهر ميشد، صحبت هاشو با اشاره به موزيکsound track ابتدای فيلم يعنی همون آهنگ معروف The End گروهThe Doors شروع کرد دوباره برای چند لحظه صدای Jim Morison مرحوم از تلويزيون جمهوری اسلامی طنين انداز شد!(خداييش کی همچين چيزی رومی تونست پيش بينی کنه، شرط می بندم تا سال ديگه صدا و سيما لايوcurt cobainاز جهنم رومستقيما ًرو آنتن ببره). The Doors

 

خلاصه اين آقای طالب زاده راه به راه درباره تاثير اين آهنگ روی فيلم و فضای حاکم بر فيلم داد سخن می داد و کم کم رسيد به پوچی جنگ ويتنام (البته از ديد امريکا ييها) و بعد رسيد به پوچی حاکم بر فرهنگ و شئونات و زندگی در غرب علئ الخصوص امريکا(البته از ديد خودشون). مثال دم دست هم خب Jim Morison و گروه  The Doors بود و البته جنبش woodstock69.(ايشون معتقد بودن وود ستاک در سال70اتفاق افتاده بود نه سال 69) . يه دفعه ديدم که ای دل غافل! ايشون نقد فيلم رو با تظاهرات ۲۲ بهمن اشتباه گرفته و کل هنر و موسيقی معاصر امريکا رو تجلی گاه حضور شيطان می دونه که با معنويت سر ستيز داره.

نميدونم که تا حالا به کسايی بر خوردين که تا می بينن کتاب صادق هدايت دستته ، نگران ازت میپرسن« اينا چيه می خونی؟ اينا آخر عاقبت نداره ، يه  وقت بلا سر خودت نياری خودتو بکشی؟» يا مثلاً کسايی که فکر ميکنن همهُ اين گروه های موسيقی غربی که قيافه شون يه کم عجيب غريبه يا چه می دونم موزيکشون پر سر و صداست ، شيطان پرستن؟ متاسفانه اين عوام انديشی و ساده انديشی بد واگير داره . حالا اگه يه نمه  بارت باشه و يه کم انگليسی بلد باشی  ولی هنوز انديشه ات دگم باشه و چهار چوب فکريت هم بسته باشه که دیگه واويلاست...

+ نوشته شده در 3:13 توسط پوریا.
یکشنبه 16 مرداد1384
ما و گنجی
با احتساب امروزحدود ۵۰ روز از اعتصاب غذای اکبرگنجی ميگذره ولی هنوز هيچ چشم انداز روشنی از ازادی گنجی به چشم نميخوره.تاسف بار تر از همه اين بايکوت گستردهءخبريه که به چشم ميخوره.صدا و سيما که خوب تکليفش روشنه ولی روزنامه های مثلا اصلاح طلب کاملاخفه خون گرفتن.انگار نه انگار که يه نفر از اعتصاب غذا و در راه حفظ حرمت کلمه و دفاع از ارمان ازادی داره با مرگ دست و پنجه نرم ميکنه.
متاسفانه سانسورانقدر رسمی شده که حتئ نام بردن از گنجی هم هزينه داره!و ما همچنان حسرت دوران طلايی مطبوعات تو سالهای۷۷ تا ۷۹ رو ميخوريم.حيف ما و حيف اون دوران...

+ نوشته شده در 5:38 توسط پوریا.
شنبه 15 مرداد1384
at the beginig
سلام دوستان!

من پوريا هستم يه دانشجوی ۲۳ سالهء اهل تهران و می خوام توی اين وبلاگ از دغدغه ها و مشغوليات ذهنيم دربارهءخودم زندگی سينما موسيقی ادبيات سياست و... بنويسم.

اميدوارم مطالبم انقدری جذاب باشه که هر چند وقت يکبار هوس کنين يه سری بهم بزنين و اگه حوصله شو داشتين راجع بهش نظر بدين.منم قول ميدم که زود به زود وبلاگ روupdateکنم.پس تا بعد....
+ نوشته شده در 6:47 توسط پوریا.