تبليغاتX
سیاه ‌مشق‌های یک ذهن خاکستری
سیاه ‌مشق‌های یک ذهن خاکستری
Life's For My Own,To Live My Own Way
شنبه 26 آذر1384
بازگشت کرگدن ۲

اين چند مدتی که کامپيوترم ریپ می زد يه عالمه سوژه برای نوشتن پيش اومد که الان اکثراً بيات شده و تاريخ مصرفش گذشته.ولی چون يه جام می سوزه از اين جريان پس کم نمی آرم .با صدای آقای حياتی گويندهُ اخبار بخونين(بابا نمک! خوشمزه! نبودی يه مدت ،طناز شدی...)خلاصهُ اخبار :

  1. دين ديرين ديریم ديريم ديديدين (اين آهنگشه)
  2. شورش های نژادی در فرانسه مطمئنآً مهمترين اتفاق يکی دو ماه اخير دنيا بوده.فرانسه ،مهد انقلاب کبير و دموکراسی و اعتصابات .تمام انقلاب ها و شورشها و تغيير و تحولات ۲۰۰ سال اخير فرانسه ريشه در خواست های طبقهُ بورژوازی داشت که خواستار آزای و دموکراسی و لائيسیته بودن اما اين دفعه از جايی خورد که فکرشو نمی کرد : از حاشيه نشين های ۲رگه مسلمان و مسيحی شمال آفريقا که نه به خاطر آزادی و دموکراسی که برای به دست آوردن شرايط حداقلی زندگی شورش کردن و ماشين آتش زدن و شعار دادن. راستش اون روز های اول که اين جريان رو شنيدم کلی ذوق کردم چون ياد شورش دانشجويی ـ کارگری ۱۹۶۸ افتادم .شورشی که کل فرانسه رو فلج کرد و حتی نزديک بود ژنرال دوگل رو هم ساقط کنه ، در دوران طلايی آرمانخواهی و ايدئولوژی چپ ـ مارکسيستی ، دوران انقلاب کوبا و  چه گوارا Che Guevara ، جنگ ويتنام و نبرد استقلال الجزاير، دورهُ سالوادور آلنده و شيلی، زمانهُ مارلون براندو Marlon Brando و جيمز دين  James Dean و شورش بی دليل Rebel Without a Couse ، و سر آخر عصر مبارزه بر عليه هنجارهای سنت و ارزشهای پيشين و ظهور نسل عصيانگر که تابوی سکس را شکستن و Drug می زدن و با گيتار برقی شروع کردن به rock 'n' roll نواختن و ميگساری و دلبر سيمين بر در بر. ولی در اين شورشها خبری از اين آرمانخواهی ها و سوسول بازی بچه شهری ها نبود که دعوا سر يه لقمه نون واسه سق زدن و يه کار برای اخراج نشدن ... بود.اين اتفاق بهترين نشونه بود برای اثبات اينکه عصر ايدئولوژی ايده آليسم تموم شده و اخلاق سرمايه داری حاکم مطلق بر رفتار مردمان اين دورانه.روزگار غريبی است نازنين...
  3. اواسط آبان هفتهُ کتاب و کتاب خوانی بود ،کلی تو روزنامه نوشتن و در راديو و تلويزيون گفتن که :<اوهوی چرا کتاب نميخونی؟چه مرگته مطالعه نداری؟خجالت نمی کشی؟> .ملت هميشه در صحنه هم ديگه داشت آماده ميشد که بره هرچی کتاب توی کتابفروشی ها و چاپخانه ها باد کرده بره بخره و بخونه که يک دفعه.... بله که يک دفعه کتابخانهُ دانشکدهُ حقوق دانشگاه تهران آتش گرفت و ۷۰۰۰ جلد نا قابل در آتش تبديل به CO و CO2 شد و ملت هميشه در صحنه که با پخی صحنه رو خالی می کنه ترسيد و نه ديگه کتاب خريد و نه خواند.
  4. در مورد آلودگی هوای تهران هم چون هميشهُ خدا برقراره و چيز جديدی نيست و هر چيز که جديد نباشه خبر نيست سکوت می کنم (بپا خيز!سکوت نکن! افشا کن! ) ببخشيد مثل اينکه خط رو خط شده!
  5. روز نامهُ شرق ۱۸ آبان تو صفحه حوادثش نوشته بود که چهار آدم بيکار و ..خول نروژی رکورد تماشای فيلم رو شکستن.اين دوستان کوشا موفق شدن با ۷۰ ساعت ۳۳ دقيقه تماشای فيلم در يک سينما رکورد قبلی رو با زمان ۷۰ ساعت و ۹ دقيقه بشکنن .جالب اين جاست که اين دوستان علاف در ابتدا ۱۱ نفر بودن که فقط ۴ نفرشون تونستن ۳ روز بيخوابی رو تحمل کنن. در اين مورد فقط ميشه گفت:< ?So what bastards > لينک خبر هم خودتون برين پيدا کنين، اينم راهنمايی :شرق ۱۸ آبان صفحهُ شهر.
  6. در پست قبلی هم نوشتم که آذر امسال همين جور پشت بند هم شاهد مرگ مشاهير ادبی و هنری مون بوديم متاسفانه در اکثر زمينه های فرهنگی وهنری انقدر فاصله نسل طلايی دههُ ۳۰ و ۴۰ با بچه های نسل بعدی زياده که با مرگ هر کدوم از آن نسل پيشقراول بايد حسرت بخوريم که چرا نتونستيم نسلهای بعدی رو جوری بار بياوريم که در فقدان اساتيد بتونن نه بالاتر که حداقل در سطح آنان کار کنن.فکر کنم احتياج به يه تکون اساسی داريم.

 پی نوشت: اين تمام چيزهايی نبود که می خواستم بنويسم .در پست های بعدی چند تا لينک داريم و يه مطلب دربارهُ گروه راک مطرح Coldplay .خوش باشين!

+ نوشته شده در 19:6 توسط پوریا.
پنجشنبه 24 آذر1384
مسخ

در مناسبات نيمه سرمايه داری ايران امروز،انسانها به عنوان کالا ـ سرمايه ارزش دارند.هويت آنان نسبت مستقيم و بی واسطه با شأن اجتماعی شان دارد که اين خود تابعی از مقدار سرمايه ُ هر فرد است.آداب اجتماعی فرسوده نيز تنها در نسبت با ميزان ارزش انسان ـ کالاست.چه هر انسان ـ کالايی در اين بازار ارزشمندتر باشد اين آداب متعفن و پوسيده نيز مستحکمترندو اتفاقاً در تقابل با افرادی که بر حسب معيار اين سيستم،انسان ـ کالايی بی ارزشند ميزان ريا و عدم صداقت اين آداب فرسوده اجتماعی آشکار می شود.

هر چند که در ميان حقيقت و واقعيت ،اصالت با واقعيت است اما در اين آشفته بازار، تن دادن مطلق به واقعيت برابر با غرق شدن در اين منجلاب آداب نظام سرمايه داری از نوع سترون ايرانی اش است.هر کس بايد شعاعی از حقيقت را پيش روی خود داشته باشد تا اين توانایی را بدست آورد که ـ هرچند بالقوه ـ اين واقعيت و اين سيستم را سرنگون کند،هر کس به سهم خويش.

+ نوشته شده در 19:0 توسط پوریا.
شنبه 19 آذر1384
آذر ،پيشواز زمستان

اين آذر ماه امسال عجب نحس شده،انواع و اقسام مرگ و حادثه است که پيش مياد.مرگ منوچهر آتشی ،مرتضی مميز ،منوچهر نوذری و سقوط هواپيمای C-130 که همه بی وقفه و پشت سرهم رخ داده ، هر کدوم به تنهايی انقدر بزرگ هست که نيازی به فاجعه بعدی نباشه.والبته فراموش نکنيم که قتل های داريوش و پروانه فروهر ،پوينده ،مختاری و شريف هم درآذرماه چند سال پيش اتفاق افتاد.ظاهراُ آذر روی دنده نحسش افتاده...

در ضمن ،هنوزم که هنوزه کامپيوترم درست نشده وخب ديگه لازمبه گفتن نيست که از coffee net دارم پست  می ذارم.

+ نوشته شده در 13:29 توسط پوریا.
پنجشنبه 10 آذر1384
still sorry

خب به ميمنت و مبارکی دومين پست رو هم از cofee net ميذارم. هنوز کامپيوترم اسهاله.ديگه windows لازم شدم. بايد يه ويندوز جديد بريزم ببينم ديگه چه مرگشه ،فقط اميدوارم مشکل سخت افزاری نداشته باشم.اينجا commentهم بذارين بد نميشه ها !روزی ميانگين ۶-۷ نفر از اين وبلاگ ديدن ميکنن اما دريغ از ۱ پيام.

+ نوشته شده در 20:47 توسط پوریا.
سه شنبه 1 آذر1384
so sorry

اين اولين پستی هست که از coffee net می ذارم.کامپيوترم دچار مشکلات حاد مغزی شده و فعلاً از گذاشتن پست های مفصل معذورم، لطفاُ فحش ندين.ولی به محض اينکه کامپيوترم شفا پيدا کنه در خدمتگذاری حاضرم.

+ نوشته شده در 20:30 توسط پوریا.