می توان همچون عروسک های کوکی بود/ با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید/ میتوان در جعبه ای ماهوت/ با تنی انباشته از کاه/ سال ها در لابلای تور و پولک خفت/ می توان با فشار هرزهُ دستی/ بی سبب فریاد کرد و گفت/ «آه، من بسیار خوشبختم»
پرده دوم:
نمی توانستم،دیگر نمی توانستم/ صدای پایم از انکار راه برمی خاست/ و یاسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود/ و آن بهار، و آن وهم سبز رنگ/ که بر دریچه گذر داشت، با دلم می گفت:/ «نگاه کن/ تو هیچگاه پیش نرفتی/ تو فرو رفتی.»
پرده سوم:
و این منم/ زنی تنها/ در آستانهُ فصلی سرد/ در ابتدای درک هستی آلودهُ زمین/ و یاس ساده و غمناک آسمان/ و ناتوانی این دستهای سیمانی/.../خطوط را رها خواهم کرد/ و همچنین شمارش اعداد را رها خواهم کرد/ و از میان شکلهای هندسی محدود/ به پهنه های حسی وسعت پناه خواهم برد...
میدونم که داری می سازی و حالا تویی و انتخاب تو...انتخابی که باید خودت و فقط خودت انجام بدی. انتخابی که به من یا هر mothr fucker دیگه ای ربطی نداره.چه:
«هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی میریزد،مرواریدی صید نخواهد کرد».
یه نیگا به این Top 100 ویدیوی گوگل بنداز...حدوداً نصفش س.ک.سیه...س.ک.س هم داره تهی از معنا میشه انگار!
پی نوشت:شاهد از غیب رسید!مرسی از اولین کامنت گذار...
شب و روز از صداوسیمای وطنی تصاویری از اندام تکه تکه و خونین مجروحان و کشته های لبنانی در حال نمایش است.اما این شوی غمخواری برای نابودی جان انسانهای بی گناه و دلسوزی برای ارزشی به نام زندگی، بسی بی شرمانه و از آن بدتر ریاکارانه است.چه برای ماکیاولیستهای وطنی آنچه در این میان در ذات خود فاقد هرگونه ارزشی است،مرگ بی گناهانی است که به یکباره و بر اثر اصابت بمب و موشک و گلوله تن به مرگ و نیستی می سپارند، که تنها کارکرد این تصاویر اثبات این فرضیه است که دشمن ایدئولوژیک ماکیاولیستهای وطنی، فاقد هرگونه احترام به ارزشهای انسانی و دارای خویی وحشی و جنایتکارانه است.حال هرچه تصاویر قربانیان بی گناه این ستیز، خونین تر و فاجعه بارتر،فرضیه هم به حقیقت نزدیکتر.هرچه کشتار فجیع تر، هدف در دسترس تر. شاید این تصور دور از واقعیت نباشد که ماکیاولیستهای وطنی در دل آرزوی فاجعه ای همچون کشتار بی گناهان در قانا را می پروراندند تا با پخش تصاویری از آن، نطقی قرا سر دهند که:«آری! همانطور که می گفتیم البته اسراییل و آمریکا و غرب چهره واقعی خود را نشان می دهند.»
و در این میان آنچه جایی ندارد تاسف واقعی بر از دست رفتن جان انسانهایی است که سرشار از میل به زندگی اند.در این جنگ تنها امری که حضوری واقعی دارد استفادهُ ابزاری از مرگ انسانهایی است که قربانی ارادهُ قدرت طلب ماکیاولیستهای جهان وطنند.
و خودم را به ثبت رساندم
خود را به نامی در یک شناسنامه مزین کردم
و هستیم به یک شماره مشخص شد...
هنوز هم که هنوزه نه تنها نتونستم مثل قدیس فرانچسکوی آسیسی«همگان را دوست بدارم،بدون محدودیت و بدون قضاوت»، که شاید از اون اثر مالیخولیایی نفرت از «رجاله ها و لکاته ها» چیزایی درونم باقی مونده باشه.هنوزم که هنوزه نمیتونم خشمم رو نسبت به باورها و اعتقادات و رسوم و آیین «دیگران» فروکش کنم،هرچند که نمود بیرونیش به صورت باری به هرجهت بودن و بی اعتنایی به تمام سیستم ارزشی جامعه باشه.من با مورسوی بیگانه و راسکلنیکف جنایت و مکافات که متنفر از نظم و ارزشهای مستقر بودن، احساس همذات پنداری میکنم و نه با تمامی کاراکترهای مثبت و تاثیرگذاری که احترام به جامعه و آداب و سنن مسخره و قراردادیش رو نشکوندن و اخلاقیات پوسیده و ریاکار جامعه شون رو ارتقا دادن.
شبیه ترین لحظات به خودم نیمه شبهاست.پس اگه این پستای آخرم مزخرف از آب دراومده به این خاطره...
و حالا من، سیاه مشقهای یک ذهن خاکستری یکساله شدم.
حزب الله تنها گروه شبه نظامی باقیمانده در لبنان است.
بیشتر احزاب لبنانی خواهان خلع سلاح گروه شبه نظامی حزب الله می شوند.
حزب الله زیر فشار روزافزون داخلی و خارجی قرار میگیرد.
حزب الله دو سرباز اسراییلی را به گروگان می گیرد و جنگ آغاز می شود.
ارتش و دولت لبنان دخالتی درجنگ ندارند،این جنگی است بین یک دولت و یک گروه شبه نظامی خارجی.
به خاطر یک دستمال قیصریه به آتش کشیده می شود.
اسراییل از هوا و دریا به بمباران بیروت و جنوب لبنان می پردازد.
حزب الله شمال اسراییل را موشک باران می کند.
افراد غیر نظامی در لبنان با موشک و بمب های اسراییل به خاک و خون کشیده می شوند.
یهودی های تنگدستی که درشهرکهای مسکونی شمالی زندگی می کنند با موشک های حزب الله کشته می شوند.
خون یهودی های اسراییلی از خون شیعیان و اهل سنت لبنانی رنگین تر است؟برعکسش چه؟
در اخبار ایران لبنانی ها طی عملیات ددمنشانه و وحشیانه اسراییل به شهادت می رسند.
در اخبار ایران صهیونیست های شهرک نشین با عملیات غرورآفرین حزب الله به هلاکت می رسند.
در اخبار ایران میزان برخوردار بودن انسانها از حقوق انسانی بسته به آیین و دین آنهاست.
ماکیاول می گفت در سیاست مدن اخلاق جایی ندارد،هدف وسیله را توجیه می کند.
ماکیاولیست های وطنی کارشان را خوب بلدند.