کجاش عجیبه که یه متالباز سابق حالا با دیدن و بلعیدن قطعات Ice کمل Camel و Kokoro کیتارو Kitaro جونش از هفت تا سوراخش بزنه بیرون و آه از نهادش درآد؟
پینوشت: چرا نمیتونم جنیس جاپلین رو بغل کنم وقتی اشکم رو درمیآره؟
فردریش نیچه: «میدانم که بر همهٔ بدیها توانایی، هم از این روست که از تو چشم نیکی دارم.»
فضیلت اخلاقی...
درشرایط ایزوله و در وضعیت ناتوان از کنش غیر اخلاقی، وفاداری و خیانت نکردن فضیلت اخلافی محسوب نمیشه...بیشتر عادته، عادت به رعایت قراردادها، مرزها، و چهارچوبهای اخلاقی ـ اجتماعی. وفاداری تنها زمانی یک فضیلت اخلاقی است که در خیانت ورزیدن توانا باشی و وفادار بمونی.
وفاداری به یک فرد، یک آرمان، یا فراتر از آن به حقیقت...
مسابقه گذاشتین توی ریدن به اعصاب من؟ تو از یه طرف، اون از یه طرف، مام از همه طرف...دمتون گرم...حوصلهٔ هیچکدومتون رو ندارم. همتون برین به جهنم ذهنام مادر قحهحبهها...نمیخوام هیچکدومتون رو درک کنم....خسته شدم از این به در و دیوار کوبیدن واسه درک تک تکتون...
پینوشت: چقدر خوب که رفیق قدیمی، این ونجلیز رو گذاشته...
ــ سلام! خیلی وقته اومدی؟
ــ سلام! منم دو سه دقیقه است که رسیدم.
صندلی را جلو کشید و رو به دختر نشست. از جیباش موبایل، بستهٔ سیگار و فندک را بیرون آورد و روی شیشهٔ میز گذاشت، میز گرد دونفره با پایهٔ فلزی:
ــ خب! خوبی؟
ــ مرسی! شما خوبین؟
سری تکان داد:
ــ آره! خوبم، مرسی.
به نظرش آمد که باید چیز دیگری نیز بگوید:
ــ بیرون خوب سرده ها.
منتظر جواب نماند و ادامه داد:
ــ خب! سفارش بدیم. چی میخوری؟
منو را کشید سمت دختر و خودش سعی کرد که منوی برعکس را بخواند. سخت نبود. روسری قرمز کمرنگ دختر نگاهاش را دزدید، رگههای های لایت با سیاهی موها...دختر انتخاب کرد:
ــ من شیر قهوه.
دست راست پسر در هوا بالا رفت و بشکنی زد که صدایش در موزیک فضا گم شد. مرد جوانی با برگههای کاغذ و خودکار به میز نزدیک شد:
ــ خوش آمدین. چی میل دارید؟
ــ یه شیر قهوه با یه اسپرسو.
و نگاهی به مرد جوان انداخت. مرد دست بالا 27 ساله بود.
ــ یه شیر قهوه و یه اسپرسو. کیک؟
ــ یه زیر سیگاری لطفاً.
مرد جوان که رفت سیگاری بیرون کشید و ته سیگار را دوبار محکم به روی ناخن شست کوبید. فندک زد و اولین دود را ول داد در فضا و با نگاه مسیر دود را تعقیب کرد. دود که گم شد سرش را برگرداند سمت دختر:
...And the earth becomes my throne
I adapt to the unknown
Under wandering stars I've grown
By myself but not alone
I ask no one
...And my ties are severed clean
The less I have, the more I gain
Off the beaten path I reign
Rover, wanderer
Nomad, vagabond
Call me what you will
But I'll take my time anywhere
I'm free to speak my mind anywhere
And I'll never mind anywhere
Anywhere I roam
Where I lay my head is home
Carved upon my stone
My body lie, but still I roam