تبليغاتX
سیاه ‌مشق‌های یک ذهن خاکستری
سیاه ‌مشق‌های یک ذهن خاکستری
Life's For My Own,To Live My Own Way
یکشنبه 27 آبان1386
مغاک

مقدمه: این پست خیلی خامه. یه کم فانتزی، یه کم اسطوره‌ای و یه کم خنده‌دار. با این همه به شدت واقعیه.

دارم ترس‌ناک می‌شم ولی این خودم رو نمی‌ترسونه. دوست آلمانی مون داره کار دستم می‌ده. رسماً دارم دچار پارانویا می‌شم. چیزی که توی این چند روز و چند شب دیدم جنبهٔ تاریک وجودمه. جایی که ترس‌هانهفته است و پلیدی‌ها و می بینم که چه اندازه قدرت‌منده. اعتراف می‌کنم که به شدت داره وسوسه‌ام می کنه جنبه قدرت‌بخش‌ش. اگه تاریکی و پلیدی و گذر از اخلاق آخرین مرحلهٔ رسیدن به ابرمرد باشه و ان‌قدر قدرت‌مندم کنه که هستی رو شکست بدم چرا باید پرهیز کنم؟

به الی داشتم می‌گفتم، انگار که آناکین اسکای واکر هستم و در وسوسهٔ تاریکی تا دارت ویدر بشم. دیری در مغاک نگریسته ام، حال مغاک نیز بر من چشم دوخته است.

+ نوشته شده در 14:25 توسط پوریا.