در پیام میدوی و من از تمام دربهای پشتی دنيا میگريزم
و زير چراغ فرعیترين خيابان شهرم، به يك بوسه به تو خيانت میكنم...
و از لگدمال ولگردان شبانه میميرم!
بی آنكه گفته باشم...دوستت دارم...
.
.
.
آه! اگر اين ساعت سر وقت بيدارم نكند!...
Written by = Zakie با سپاس از Pôî§ôN