.jpg)
شگفتانگیزترین سکانس آفتاب ابدی یک ذهن بیآلایش Eternal Sunshine of Spotless Mind برای ِ من آنجاست که جول (جیم کری) دست در دستِ کلمنتاین ( کیت وینسلت) در گریزی سوررآل و دیوانهوار از نور [spot] ی است که بر تاریکترین و عمیقترین نقاط ذهنش تابانده میشود برای محو خاطرهٔ کلمنتاین، و جول با تمام توانِ ناخودآگاهش تقلا میکند تا بلکه در نقطهای تاریک از ذهناش ردی از خاطرهٔ کلمنتاین باقی بماند.
مدتهاست که حتی فکر کردن به تو را برای خودم ممنوع کردهام. اما امروز روز کمل Camel بود و مگر صدای گرفته و لطیف و اقیانوس ِ زیبایی و احساس ِ سُلوهای مردکِ اندی لاتیمر Andy Latimer پشتِ سدِ نبایدِ من بند میشود؟ و باز مثل همیشه تو را از کشوهایِ متروک ذهن بیرون کشید. نه فقط تو که خودم را. و مرا شناور برد به غروبِ بیآلایش ِ [Spotless] شهریورماه در قابِ پنجرهٔ طبقهٔ دوم خانهای در امیرآباد و عشق بازی با تو و Lawrence و Straight to My Heart و For Today و ایامی که موسیقی ِ جاری جانام Loverman متالیکا بود. و میدانم که چرا دیگر به لاورمَن گوش نمیدهم که مرا به یاد Loverman ای میاندازد که دیگر نیستم. آن لاورمن ِ بدوی و وحشی و بیآلایش [Spotless] سالهاست که طراوت برقِ دندانهایش را ماسیدگی ِ خون پوشانده است.