تبليغاتX
سیاه ‌مشق‌های یک ذهن خاکستری
سیاه ‌مشق‌های یک ذهن خاکستری
Life's For My Own,To Live My Own Way
دوشنبه 5 تیر1385
به خاطر دون دیگو!

از بچگی خیلی از آرژانتین خوشم نمی اومد،اولین باری که اینو فهمیدم بازی برزیل_آرژانتین توی جام 90 بود ، کل بازی رو برزیل حمله می کرد ولی آرژانتین روی یه ضد حمله به برزیل گل زد، با پاس جادویی مارادونا و ضربه کانیجیای مو طلایی.به همین راحتی برزیل محبوبم حذف شده بود، در عین بی انصافی.توی همه این سالها برای من آرژانتین همینجور بود : حیله گر و فرصت طلب.حرکت سیمئونه و واکنش بکام که یادتونه؟

اما امسال برای اولین بار نه فقط طرفدار آرژانتین هستم که میخوام جام بعد از 20 سال دوباره برسه به آرژانتین.دلایلم هم زیاده: از موهای پریشان سورین بگیر تا دست به مو کشیدن های ریکلمه جونم و از بازیگوشیهای سرخوشانه مسی کوچولو با توپ تا عشق باتی گل بودن هرچند که دیگه چند سالی میشه که باتیستوتای من گل نمیزنه.اما _ بین خودمون بمونه _ همه اینا بهونه اس.

من به خاطر مارادونای کبیر میخوام جام برسه به آرژانتین، دیگو که هر بازی با پیراهن تیم قهرمان 86 نشسته توی استادیوم و گلوش رو جر میده، هوار میزنه، پیراهن میچرخونه و دخترش رو که کنارشه بغل میکنه. مارادونا برای من فراتر از بازیکن فوتباله، هرچند که رودستش هم کسی نیومده _ رونالدینیو هم هنوز مونده تا برسه به دیگو _ اون برام چهره یه عصیانگر ضد سیستم رو داره، یه آنارشیست کله خراب که به خاطر سرتق بودنش، با کله گنده ها راه نیومد تا در اوج با کله بخوره زمین.

برای من دیگو معادل جیمی هندریکسه؛ هردو به اوج و بالاترین نقطه هنرشون رسیدن ،جایی که هنوز کسی نرسیده، اورگاسم شدن ،بازم ارضا نشدن و لذت بزرگتر رو در دراگ جستجو کردن و سوختن به زندگیشون در اوج خاتمه دادن.

آرژانتین به خاطر دیگو جام رو ببر؛ من دیگه نمیخوام اشکهای مارادونا رو ببینم اونم وقتی که دختر اسطوره کنارشه...

پی نوشت: اشکهای دیگو! سرازیر شو...

 

+ نوشته شده در 12:34 توسط پوریا.